شاید ایجاد یک تعادل میانِ انتخابِ درست و دورى کردن از وسواس‏‌هاى فکرى، خودش هنرى است که قاعده و فرمولى ندارد و نمى‏‌توان آن را دسته‏‌بندى کرد و به دیگرى توصیه نمود. پس هر کس در یک تجربه شخصى مى‏‌باید به این عرصه وارد شود و با مسئولیتِ خودش دست…
افرادی که در کنارمان هستند و از فرطِ بودن، دیده نمی‏‌شوند را ببینیم!... همان عاشقانی که عشق را وظیفه جدایی‏‌ناپذیرِ وجودشان می‏‌دانیم و ارزش آن را فراموش کرده‏‌ایم. قصه‏‌ای که بر حسب اتفاق می‏‌تواند تلنگری باشد برای همه ما که به عادت و ندیدن رسیده‏‌ایم. حتی برای آنانی که در…
امروز دل کندن سخت به نظر مى‏‌رسد ولى گذر زمان، شاید چند ماه و شاید سال‌ها بعد به آدم ثابت مى‏‌کند در آن لحظه تصمیم درستى گرفته است و با نگاه به پشتِ سر، آن روزهاى تلخ و سخت به نظرش خنده‏‌آور مى‏‌شوند. گاهى لازم است نگذریم و سخت هم…
سفرى که امروز پیش مى‏‌آید، براى امروز دلپذیر است و معلوم نیست سال‌هاى بعد یا تابستان آینده اصلاً لذتِ امروز را داشته باشد یا نه؟ دیدار دوست یا فامیلى که براى همین هفته پا داده است، یا حتى کتاب شعرى که تازگى‏‌ها برایمان رسیده همه و همه لذت‏‌هاى کوتاهى هستند…
«شب‏گرد کوچه تنهایی» قصه تنهایی آدم‏‌هایی است که یاد می‏‌گیرند تا کجا و تا چه حد باید روی دیگران حساب باز کنند. دیگرانی که اگرچه در ظاهر بسیار نزدیک‏‌اند ولی در زمانِ لزوم، بودن‏شان فقط مایه دلسردی است. تجربه‏‌ای که تا وقتش نرسد، هیچ‏کس نمی‏‌تواند خود را در آن محک…
خواندن داستان «بوسه باد» را به خانواده‏‌ها توصیه می‏‌کنیم، شاید بتواند برای برخی روشن‏‌کننده اهمیت اختلاف میان فرهنگِ خانواده‏‌ها باشد. اختلافی که دیر یا زود گریبان‌گیر دو عاشق دل‌خسته هم خواهد شد، مشروط بر آن که دیر نشده باشد و مثل لباسِ از مُد افتاده مجبور به تعویض نشوند.
شخصیتى که در برابر مسائل زندگى باید بتواند خود را جمع و آماده کند تا ادامه راه برایش ممکن شود. قهرمان قصه که در برابر آزمونِ زندگى قرار گرفته، توسط نویسنده به معرفى و پردازش لازم براى مخاطب رسیده و به خوبى امکانِ همراهى را به خواننده مى‏‌دهد. خواننده‏‌اى که…
داستان پیش رو با قلم آشنای نویسنده، بدون قضاوت‏‌های کلیشه‏‌ای، خواننده را می‏‌بَرد تا یک تجربه جدید، یک نگاه تازه به زندگی دیگران، و خوش به حال کسانی که با شنیدن انعکاسِ زندگی افراد دیگر برای خود پایه‏‌ای صحیح را می‏‌ریزند، نه اینکه پس از سال‌ها، تجربه و عبرتی شوند…
قصه‌ای از نشنیدن و ندیدن. نشنیدنِ سخنانِ دیگران ــ که نامش را پند و اندرز می‌گذاریم ــ و ندیدن سرنوشت‌هایی که می‌تواند عبرت‌آموز باشد و از تکرار خطاهای ما جلوگیری کند. قصه آنکه از عشق فقط پوسته‌ای را دیده و خود را عاشق‌ترین می‌پندارد و چون کلام هیچ‌کسی را نمی‌پذیرد،…
قهرمانى که زندگى بر وفقِ مرادش رقم نمى‏‌خورد و حوادث، او را به سویى سوق مى‏‌دهد که باید تحمل کند و با تفکر، راه صحیح را بیابد. این شخصیت داستانِ ما نیز لازم است تا گاهى خود را کنار بکشد و از بالا به زندگى‏‌اش بنگرد تا بیرون از کورانِ…
صفحه1 از12