فقر، گرسنگی نیست
فقر، عریانی هم نیست
فقر گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان می کند
فقر چیزی را « نداشتن» است، ولی آن چیز پول نیست... حتی طلا و غذا نیست
فقر ذهن ها را مبتلا می کند
فقر همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتۀ یک کتابفروشی می نشیند
فقر تیغه های بُرنده ماشین بازیافتی است
که روزنامه های برگشتی را خرد میکند
فقر کتیبه سه هزار ساله ای است
که روی آن یادگاری نوشته اند
فقر پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیلبه خیابان انداخته می شود
فقر همه جا سَرَک می کشد...
فقر شب را «بی غذا» سر کردن نیست
فقر روز را «بی اندیشه» سر کردن است!






2. هنگام درج نظر در مورد یک کتاب، بهمنظور کاسته نشدن جذابیت داستان برای دوستانی که کتاب را مطالعه نکردهاند، از اشاره مستقیم به پایان داستان بپرهیزید.
3. هنگام درج نظر در مورد یک نویسنده، رعایت آداب نقادی موجب امتنان است؛ انتشارات شادان خود را متعهد به صیانت از حریم خصوصی نویسندگانش میداند.
4. در صورتی که عضو سایت باشید و با نام کاربری خود وارد شده باشید، نیازی به درج نام، ایمیل و کد امنیتی ندارید و نیز میتوانید به سایر نظرات امتیاز دهید.