ميگويند كه آدمها وقتي در كنار هم زندگي ميكنند؛ زير يك سقف، اگرچه از دو دنياي متفاوت و دور از هم و حتي گاهي متضاد راهي را آغاز كردهاند اما كمكم شبيه يكديگر ميشوند و كمابيش خصوصيات يكديگر را ميپذيرند. اين يعني صيغل خوردن آدمها و اگر دو نفر بدانند كه از زندگي چه ميخواهند روح و روانشان نيز در كنار هم صيغل ميخورد و به آرامش ميرسد: آرامشي در روح؛ آرامشي در جان!
خلاصهاي از كتاب:داستان پیرامون زندگی دختر جوانی است که در یک خانواده ی سنتی با عقاید خاص خود بزرگ شده و علیرغم میل خانواده موفق به تحصیل در رشته روانشناسی می شود؛ اما بر خلاف میل باطنی اش مردی کاملاًَ سنتی در سر راه او قرار می گیرد و زندگی وی را تحت الشعاع قرار می دهد.
نظر
کتاب نه سوژه ی جدیدی داشت نه جذابیت واسه دنبال کردن داستان!
من که بعد از خریدش پشیمون شدم!
خانوم جعفری من به توانایی شما ایمان دارم با نوشتن کتاب شهر اشوب ولی ارام جان.....
منتظر کتاب های جدیدتون هستیم
من وارد نظرات شدم تا بعد از خریدن و خوندن حدود 200 صفحه نظر بدم و جالب بود که اولین نظری که به چشمم خورد نظر خانم باران سعادت بود که دقیقا انگار حرف منو زدن:
1- کتاب منم زود جلدش جدا شد و من کامل با چسب دوباره چسبوندم که ظاهرا چسبش از چسب اولیه کتاب خیلی بهتر و محکم تره
2- غلط املایی تا به اینجا 4 , 5 مورد دیدم و الان که صفحه 214 هستم یهو یک جمله نصفه رها شده و کلا صحنه داستان عوض شده
بعد از این همه انتظار فکر نمی کردم با چنین ایراداتی که از انتشارات شادان بعیده این کتاب بیرون بیاد
قیمت زیادش هم که بماند
ما که پول می دیم می خریم اما کاش این پول ارزشش رو داشته باشه حداقل کتاب هنوز به یک چهارم نرسیده پر پر نشه!!!!
بسيارداستان زيبا و جذابي بود