به نام آنكه هست و پاينده است
در دومين روز از دومين ماه تابستان سال چهل و هشت در شهر تهران پا به جهان گذاشتم تا رسالت انسانيام را كه براي آن آفريده شده بودم، به انجام برسانم. نامم را فريده گذاشتند، يك نام مصري به معني يكتا، يگانه...
بيست و هشتم ديماه سال هفتاد و نه براي من يك روز بزرگ بود. روزي كه توانستم امانتي را كه خداوند در وجودم به وديعه گذاشته بود به عاشقان عشق هديه كنم. امانت عشق اولين نوشتهي من نبود بلكه پلي بود به سوي رسيدن به يك نياز روحي بزرگ و سوگند به آنكه به قلم سوگند ياد كرد، عشق بود كه قلم را به دستم داد و عشق است كه مرا با خود مي برد تا به آنجا كه عشق است.
امانت عشق، وارث عذاب عشق، بوسه تقدير، زندگي يعني چكيدن، خشت اول، شب بيستاره، خاك غريب، زير سايه بخت، پروين، پدر و... ذرهذرههاي وجود من هستند كه تقديم به دوستداران قلم ميشوند.
شخصيت و احساسات عميق من در كتابهايم متجلي شده و حتي اگر به ديده انتقاد نگريسته شوند با تمام وجود دوستشان ميدارم و آن را از اعماق قلبم به خوانندگان آثارم هديه ميكنم.
اگر يك بار ديگر به دنيا بيايم دوست دارم بازهم فريده باشم و باز هم قلم به دست بگيرم زيرا عشق را در نوك قلم پيدا كردم.






نظر
خانم شجاعی من یکی از دوستداران شما و قلم گیرای شما هستم
پنج تا از کتابهای شما رو خوندم ( خاک غریب - شب بی ستاره - امانت عشق -بوسه تقدیر - وارث عذاب عشق
همه کتابها قشنگ ولی غمگین بود به نظرم بوسه تقدیر می تونه ادامه هم داشته باشه و در ادامه خوب به پایان برسه
منظورم اینه که شهاب و نگین دوباره بهم برسن لطفا ادامه این کتاب رو بنویسید
اولين اثري كه از شما خوندم امانت عشق در بهار 85 بود توي ان سال با خوندن اين كتاب آتش به خرمن دلم زديد چقدر زيبا چقدر با احساس نوشتيد .
بيشتر آثار شما رو خوندم قلم گرمي داريد به شما تبريك ميگم و براي شما موفقت روز افزون از دوست خوبم( خداوندمهربان ) خواهانم .
خاک غریب عالی بود و دوستتون دارم
بوووووووووووووو ووووس